حكيم زجاجى

82

همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )

955 هنوز آن زن نامور زنده بود * كه دژخيم در خاكش آكنده بود برآنم كه بر مصعب بىهمال * چنان كشتن زن بد آمد به فال زنى قتل كردن [ به اندك ] نبود * امام جهان را مبارك نبود بر آن هر دو سردار گردن‌فراز * زبان ملامت‌گران شد دراز قريشى يكى مرد بد شعرگوى * به نظم روان برده از جمع‌گوى 960 بدى اين عمر بن ربيعه به نام * همىگفت بر مصعب خويش كام نبشتم بر اين نامهء دلپذير * چو خواهى بخوان و روان يادگير شنيدم كه اين شعر در مكه گفت * سخن‌گوى چون گشت با خصم جفت ان من اعجب العجايب عندى * قتل بيضا حُرة عُطبول قتله هكذى على غير حرم * انا للّه درها من قتول ( قتل ) 965 كتب القتل و القتال علينا * و على المحصنات حرّ الرلول « 1 » چو شد كشته مختار با خاص‌وعام * شنيدم كه بودست ماه صيام يكى نيمه از ماه رفته به سر * بر از شصت بد هفت كرده عبر ز هجرى است اين سال كرده شمار * تو تاريخ اين را به دل برگمار چو مختار از اين دار دنيا برفت * گذر كرده بد سالش از شصت و هفت 970 شهيد از جهان رفت بيرون امير * به جنگ اندرون كشته شد بىنظير به رزم اندرون تن به دشمن نداد * روانش به خلد برين شاد باد ز بدخواه آل على كس نماند * كه منشور شمشير او برنخواند چو از دوستى بود او را سرشت * همه دشمنان على را بكشت ببريد تخم عبيد زياد * كه لعنت بر آن مرد بدكار باد 975 چو عبد اللّه از كار آگاه شد * كه مصعب در آن بوم‌وبر شاه شد ز ميرى بصره ورا باز كرد * به سر بر مر او را يكى چيره ( ؟ ! ) كرد شنيدم كه حمزه ورا نام بود * بر پختگان جهان خام بود

--> ( 1 ) انّ من اعجب الاعا حبيب عندى * قتل بيضاء حُرّة عُطبول قتلوها ظلما على غير جرم * ان لله درّها من قتيل كتب القتل و القتال علينا * و على الغانيات جّر الذيول نقل از : مسعودى ، مروج الذهب ، از عمر بن ابى رمئهء مخزومى ، ج 3 ، ص 10 ، چاپ قم .